![]() |
![]() |
|
| شامل خبرها وعكسهاو....... |
|
سلام :يه سلام يخ در بهشتي براي همه ي گرما زده شده ها تو اين هواي تابستوني وداغ . دوستان عزيزي كه لطف ميكنيد و با چشماي قشنگتون مطلبهاي من و ارزو رو ميخونيد مي خوام از اين به بعد ترانه هامو كه فقط تا به الان يه گل ناز اونارو ميخوندو نقد شون ميكرد و برام نظراتش چون از روي احساسش هست و صادقانه جواب ميده مهمه و اون كسي نيس جز لياي عزيزم كه خودش يكي از ترانه سراها ي خوبه اين مرزو بومه . حالا ممنون ازعزيزاني ميشم كه با دقت و روح لطيفشون مطلب وترانه هامو بخونن وو صادقانه نقدشون كنن كه برام خالي از لطف نخواهد بود:اسم ترانه هست سكوت تنهايي: توي اتاق پر سكوت.......... شب داره پرسه ميزنه ماه توي قاب عكس تو.......... حرفاي تازه ميزنه ميام صدات كه ميكنم ...........تنهايي عاشقم ميشه از دور صدا رو ميشنوه............. ارومتو قلبم ميپيچه ميخوام كه اتيش بزنم............ با هرم تب دار چشام تموم با هم بودنو ..............به جرم عاشقونه هام تو رفتي جاي پاي تو ............پنهون شده تو باورم هنوز كه عطر اشكتو .............من روي پيرهنم دارم بيا كه با تو سر بياد................ شعراي تلخ دفترم نذار براي خاطره....................... يه تيكه عكس جا بذازم ...... قبل از اينكه ترانه مو نقد كنيد پيش پيش ازهمه عزيزاني كه كامنت ميذارن و كنجش در مورد ترانه نظر ميدن كمال تشكر و دارم ( يه اسمون پر گل ازتون ممنون)در ضمن مطلب قبل هم برگرفته شده از مجله اي بود كه افتخار همكاري با عزيزان رو دارم اين وگفتم تا نگيد نگفتي !! ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 8:43 بعد از ظهر توسط samira |
|
|
بد جوري عادت كردم ......به چشات........
به خنده هات....... به شباي شعرو عاشقونه هات .... اره سايد من عاشق نباشم ولي ...... ادامه داره ولي نميدونم چه وقت ...... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 خرداد1387ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط samira |
|
|
به رهي ديدم برگ خزان .........
افسرده ز بيداد زمان ........... كز شاخه جدا بود. فكر ميكنم خيلي از شما دوستان با شنيدن اين بيت از يك اثر ماندگار متوجه شده باشيد كه ميخوام از كدوم هنر مند پيشكسوت موسيقي سخن به ميون بيارم .بله (استاد پرويز يا حقي). اجازه بدين در همين ابتدا علت گذاشتن اين مطلب حاضر رو چيزي جز دخيل بودن سليقه و ارادت شخص بنده به پيشكسوتان هنر موسيقي و نيز جستن نبوغ و استعداد اين هنر را در دهه هاي 5الي 6 زماني ندونم . حل از اين بابت نگاهي هر چند كوتاه به زندگي استاد از كودكي تا .........مي اندازيم ،با ما همراه باشيد ........ پرويز صديقي پارسي (معروف به پرويز يا حقي)در 31 شهريور 1314 شمسي در تهران خيابان صفي علي شاهي متولد شد .پدر پرويز از مردان تحصيل كرده وديپلمات و كارمند وزارت امور خارجه بوداز اين روي بيشتر اوقات در ماموريت اداري به سر ميبرد و همين امر سبب شد تا پسر كوچك و با استعدادش دوران كودكي را در خانه استاد حسين يا حقي (دايي هنرمند خود)به سر ببرد. 3يا 4 سال بيشتر نداشت كه اولين بارقه هاي استعداد موسيقي را بروز دادكه با انگشتان كوچكش روي اب پاش باغباني پدر ضرب ميگرفت و نغمه هايي از استادحسين ياحقي و دوستانش را زمزمه ميكرد . روح بزرگ و پر التهاب وي ارامش را از او براي يادگيري موسيقي صلب كرد و (بايد به اين نكته هم خطر نشان كرد كه اين هنر مند از طرف خانواده ي مادري خويش داراي پيشينه ي موسيقي داشت)به طوري كه پدر بزرگ ايشانموسيقيدان بزرگي بودهو مادر ش نيز گوشه هاي موسيقي را ميشناختهو همينطور مرحوم فرخ لقا خاله ايشان كه (استاد برادر نيز بوده)سنتور را استادانه مينواخته كه ميگفتند:استاد حبيب سماعي مي امده و سبك وسياق نوازندگي وي را بررسي و ياد ميگرفته. با اين او صاف سدي بر سر راه يادگيري موسيقي اي هنرمند وجود دشت ان هم مخالفت شديد پدرش بوداو ميخواست پسرش يا پزشك و يا اينكه مهندس شود نه يك موسيقيدان.و براي همين موضوع و دور نكه داشتن پرويز از ساز و موسيقي به بهانه ي ماموريت به خارج از كشور راهي شدند .كودك علاقه مندبه موسيقي تا چشم باز كرد خود را در بيروت ديد بدون هيچ سازي و حتي پدرش نگذاشته بود تا فلوت دوران بازيهايش را همراه خود بياورد و قتي پرويز به دور از ساز ماند بعد از مدتي سخت بيمار شد پدرش كه او را بسياردوست داشت با ديدن حال ندارش او را نزد پزشكان زيد برد .عاقبت يك پزشك فرانسوي به پدر وي گفت:فرزند خردسال شما از دوري چيزي رنج ميبرد اگر به اين منوال پيش رود از بين ميرود.3يا 4 سال به سختي گذشت تا اينكه پرويز در استانه 10سالگي با پول تو جيبي كه جمع كرده بود از خانه فرار و به ايران باز گشت...............ادامه دارد. دوستان گلم به خاطر زياد بودن مطلب زندگي استاد به 2 بخش تقسيم شده كه همين جا داشته باشيد كه بعد خدمت ميرسيم. اميد واريم با اين مطلب بتونيم هنرمند ازشمند كشورمون رو به مردم اين مرزو بوم تا حدي شناسونده باشيم .نظر يادتون نره. مرسي |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 6:8 بعد از ظهر توسط samira |
|
|
نميدونم چه طور اين رو بيان كنم خودم هم وقتي خبرو شنيدم( از يك دوست كه در عالم موسيقي فعاليت ميكنه) اصلا باورم نشد ،گذاشتم به حساب شايعه پراكني ها و جو سازي هاي بي خودي تا اينكه در مجله اي معتبر (كه اسم بردن از ان نه جايز ست ونه .......)در قسمت هنرمندان اين خبر را خواندم كه : طبق بخشنامه هاي جديد صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بعضي اثاري كه پيش از اين بار ها وبارها از اين رسانه ملي ديده وشنيده بوديم ،غير قابل پخش هستند.:هشت _نه ترانه از مجيد اخشابي ،چند ترانه از احسان خواجه اميري،بعضي از كارهاي محمد اصفهاني،مازيار عصري و....از ان جمله اند . من به شخصه از صحت داشتن اين خبر هم متعجب شدم وهم متاثر ؟!!! كاش علت غير قابل پخش بودن اين اثار موسيقي نيز به طور واضح تر بيان ميشد !!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط samira |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فصل پرواز پرستوهاي نور مي بره ما رو به اون روزاي دور
مي باريد از اسمون پولك و ياس فكر مي كرديم همه دنيا مال ماست همونطور كه از اسم وبلاگم (البته حالا وبلاگ خودتونه) پيداست بيشتر مطالب مربوط به ترانه ها ودل نوشته هاست وهمينطور خبر هاي تهيه شده در مجله ريتم و اما در مورد خودم : كه مدتي ميشه دستي تو عالم هنر دارم و گيتار مينوازم وهمچنين در مجله اي به نام ريتم كه مربوط به موسيقيست كار خبر نگاري ميكنمواميد وارم اين مطالب براي شما جالب باشه متذكر ميشم به طرفداران جناب مجيد اخشابي كه من ديداري حضوري با ايشون نيز داشتم .اميدوارم براي معرفي كافي باشه |
| پیوندهای روزانه |
|
كارت پستال ماه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| نویسندگان |
|
samira sonia |